تبليغاتX
سیاه سفید

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

سیاه سفید

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد


گفتتم...

گفتم که لبت گفت لبم آب حیات

                                      گفتم دهنت گفت زهی حب نبات

گفتم سخن تو گفت حافظ گفتا

                                      شادی همه لطیفه  گویان  صلوات


88/08/16 |

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق

                                            ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست


88/08/16 |

خدایا

خداوندا نمی دانم
در این دنیای وانفسا
كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم
نمیدانم
نمی دانم خداوندا.
در این وادی كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد.
كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم
نمی دانم خداوندا
به جان لاله های پاك و والایت نمی دانم
دگر سیرم خداوندا.
دگر گیجم خداوندا
خداوندا تو راهم ده.
پناهم ده .
امیدم خداوندا .
كه دیگر نا امیدم من و میدانم كه نومیدی ز درگاهت گناهی بس ستمبار است و لیكن من نمیدانم
دگر پایان پایانم.
همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و می دانم كه آخر بغض پنهانم مرا بی جان و تن سازد.
چرا پنهان كنم در دل؟
چرا با كس نمی گویم؟
چرا با من نمی گویند یاران رمز رهگشایی را؟
همه یاران به فكر خویش و در خویشند. گهی پشت و گهی پیشند
ولی در انزوای این دل تنها . چرا یاری ندارم من . كه دردم را فرو ریزد
دگر هنگامه ی تركیدن این درد پنهان است
خداوندا نمی دانم
نمی دانم
و نتوانم به كــس گویم
فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی بسی من خون دل دارم. دلی بی آب و گل دارم
به پو چی ها رسیدم من
به بی دردی رسیدم من
به این دوران نامردی رسیدم من
نمیدانم
نمی گویم
نمی جویم نمی پرسم
نمی گویند
نمی جوند
جوابی را نمی دانم
سوالی را نمی پرسند و از غمها نمی گویند
چرا من غرق در هیچم؟
چرا بیگانه از خویشم؟
خداوندا رهایی ده
كللام آشنایی ده
خدایا آشنایم ده
خداوندا پناهم ده
امیدم ده
خدایا یا بتركان این غم دل را
و یا در هم شكن این سد راهم را
كه دیگر خسته از خویشم
كه دیگر بی پس و پیشم
فقط از ترس تنهایی
هر از گاهی چو درویشم
و صوتی زیر لب دارم
وبا خود می كنم نجوای پنهانی
كه شاید گیرم آرامش
ولی آن هم علاجی نیست
و درمانم فقط درمان بی دردیست
و آن هم دست پاك ذات پاكت را نیازی جاودانش هست

88/06/01 |

اگر

اگر با گریه دریایی بسازم

اگر با خنده رویایی بسازم

اگر خنده شود در من فراموش

اگر گریه شود با من هم آغوش

تو را هرگز نخواهم کرد فراموش


88/05/12 |

باورم نمیشه

من که باورم نمیشه

تو نباشی

عشق نباشه

گل نباشه

بشت بنجره نباشی

دلم از

دلت جدا شه

من که باورم نمیشه

تو نمونی

تو نباشی

من نباشم

مگه میشه

تو نمونی

من نمیرم

زنده باشم

من که باورم نمیشه

بردن اسم تو از یاد

اخه حس عاشقی رو

دستای تو یاد من داد

زیر سایه تو بودن

از گذشته تا همیشه

منو جا نذار تو دردها

اخه باورم نمیشه

من که باورم نمیشه

.......................

من که باورم نمیشه

تو نباشی

عشق نباشه...............


87/06/21 |

دستور زبان عشق

دست عشق از دامن دل دور باد !
می‌توان آیا به دل دستور داد؟


می‌توان آیا به دریا حكم كرد
كه دلت را یادی از ساحل مباد؟


موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟


آنكه دستور زبان عشق را
بی‌گزاره در نهاد ما نهاد


خوب می‌دانست تیغ تیز را
در كف مستی نمی‌بایست داد

                                                                 (قیصر امین پور)

 


87/06/01 |

نامه چارلی چاپلین

نامه ی چارلی چاپلین به دخترش : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز ...

 


87/05/17 |

خدایا....

خدا                        

خدا

خدا

پس کجایی

مگه نمیگی هستی

پس چرا جوابمو نمیدی

مگه دل من چقدر طاقت داره

چرا تو میتونی صدامو بشنوی ولی من نمیتونم ها

چون من گناهکارم

آره راست میگی

من هیچی نیستم هیچی من انسانیت نمیفهمم من هیچی نمی فهمم

من نمیتونم تو رو بفهمم

من خسته ام

از خودم از اونایی که خوردم میکنن

از اونایی که به جایه اینکه منو درک کنن ترکم  میکنن

ولی خدایا تو خوبی

تو ترکم نمیکنی

تو منو میفهمی

خدایا با دله کوچیکم حست میکنم

باور کن حست میکنم با تمامه وجود 


87/04/22 |

دل تنگی

دلم تنگ است

سهم من از بهترینم یه قلب سنگ است

دیگه سراغمو نمیگیره

نزدیکه که قلبم بمیره

نمیدنم چی کردم

ولی هر چی باشه

مجازاتم نمیتونه این باشه

حتی حاضرم جهنمو بخرم

ولی یه لحظه دلشو ببرم

شدم دیونش

گدای در خونش

تا عمر دارم

به یادشم

توفکرشم

چشم انتظارشم


87/04/20 |

خدایا بندگانت را دمی تنها نذار

 

يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود
يه جوون خسته بود كه دلش شكسته بود
در شبي تيره و تاربا دلي گريون و زار
در پي عشقش مي گشت از خدا كمك ميخواست
سجده كرد روي به خدا چون گلي بر روي خاك
از خدا خواست همدمش را همدم آن سوي دنيايش را
توي اون تاريكي شب واسه همدمش حرف مي زد
از او ميخواست كه برگرده مثل اون عاشقهاي دلبسته
هي اونو صدا ميزد دستاشو طلب مي كرد
با اون صداي لرزونش با اون دل پريشونش
با اون پاهاي خسته با اون چهره در هم شكسته
با اون صداي گريه هاش با اون نواي هر شباش
با اون قلم عاشقي با اون دفتر سفيد عاشقي
ميخواست بنويسه از يارش از همان دل هميشه بيدارش
تو مهر و مهتاب مني تو هستي ناب مني
همان ستاره اي كه تو شبهاي سياهم مي درخشي و شبمو درخشون ميكني
تو همه وجودمي تو همه زنديگيمي
تو تنها يارمي ياور شب و روزمي
بي تو دل سياه و سرده بي تو شبم تيره و تاره
بي تو همانم هميشه گريان بي تو جانم هميشه لرزان
بي تو همان نا اميدم همان گل پرپر در شاخه اسيرم
بي تو دلم آروم نميگيره پرنده عشق در قفس اسيره
بي تو دلم دلگيره دلگيره نباشي مردنم ديره
امشب كه مست اين عاشقي و تو هستم
مشتاق ديدن مهتاب شب تو هستم
از خدا اجازه مي گيرم اجازه كشيدن عكس تو ميگيرم
اجازه كشيدن فرشته اي مثل تو كشيدن اون رخ زيباي تو ميگيرم
خوب ميشه طرح عاشقم مشحرو تك ميشه طرح يار من
نقش چهره عشقمو روي موج دريا ميزنم
روي موجها مي كشم همون مرواريد خشكلو
كنار ساحل مي نويسم آي لو يو اي يار من
يه جور مي نويسم كه موجها اونو نبرن اي يار من


87/04/13 |

تقدیم به عشقم


87/04/13 |

تو ...

تو برام تنهاتريني

 تو برام قشنگتريني.

تو نگيني روي انگشتر قلبم

 كاش ميشد تو دام چشمهات اسير هميشه بودم

 كاش ميشد منو ميديدي كه برات دارم مي ميرم

نميخوام بي تو بمونم، چون ديگه چيزي ندارم

كاش مي شد گلهاي عشقم يه گلستاني مي ساختند

من ميون دشت گلهام، تو بالا خورشيد، روزهام كاش مي شد

 چشمهاي پاكت، ماه شبهاي دلم بود، ديگه قصه اي ندارم، چون حالا من تو رو دارم

واسه دوست داشتن چشمهات، واسه اون ناز نگاهت، به شكار شب و روزم

باشه، اشكالي نداره، بذار از عشقت بسوزم


87/04/07 |

سلام بچه ها

اینو دوست خوبم مینا طراحی کرده بود که خیلی به دلم نشست

اگه میخوای بقیه کارت پستالاشو ببینی رو عکس کلیک کن

 


87/03/05 |

غم نامه

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکراو سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
با بربست و به گردش نرسیدیم و برفت

 


87/02/24 |

آب از ديار دريا

با مهر مادرانه

آهنگ خاك مي كرد

برگرد خاك ميگشت

گرد ملال او را

از چهره پاك مي كرد

از خاكيان ، ندانم

ساحل به او چه مي گفت

كان موج ناز پرورد

سر را به سنگ مي زد

خود را هلاك مي كرد !

 


87/02/01 |

واقعا عشق چیست؟

 استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد.

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت…

گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.

از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است .

از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است .

از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد.

از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد


87/01/30 |

اگه

سلام

اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد ؛ بدون کار " خدا " بوده !



اگه بی محابا دل ها قبل از دست ها بهم گره خورد ؛ بدون کار " خدا " بوده !



اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خورد نشی ؛ بدون تنها محرمت " خدا " بوده !



حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهایی خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده !



آخه می دونی ؟ : " خدا " خیلی تنهاست ...
 

 

فرشته ها آمده اند پایین. همه جا پر از فرشته است. از کنارت که رد می شوند، می فهمی؟
اسمت را که صدا می زنند، می شنوی؟ دستشان را که روی شانه ات می گذارند ، حس می کنی؟
راستی حیاط خلوت دلت را آب و جارو کرده ای؟ دعاهایت را آماده گذاشته ای؟ آرزوهایت را مرور کرده ای؟
می دانی که امشب به تو هم سر می زنند؟
می آیند و برایت سوغات می آورند، پیراهن تازه ات را.
خدا کند یک هوا بزرگ شده باشی . می آیند و چهار گوشه دلت را نور و گلاب می پاشند.
می آیند و توی دستشان دعای مستجاب شده و عشق است.
مبادا بیایند و تو نباشی . مبادا در دلت را بسته باشی.
مبادا در بزنند و تو نفهمی. مبادا ...
کوچه دلت را چراغانی کن. دم در بنشین و منتظر باش.
فرشته ها می آیند. فرشته ها حتما می آیند.
خدا آن سوتر منتظر است. مبادا که فرشته هایت دست خالی برگردند

87/01/30 |

عکس عاشقانه

 

سلام به همه ی دوستان گلم 

به سفارش دوست خوبم علی یه سری عکس ریختم تو ادامه

مطلب دوست داشتی بر ببین     

 



ادامه مطلب

87/01/28 |

چه کنم...؟

 شب هاي بلند بي عبادت چه کنم؟تن من به گناه کرده عادت چه

کنم؟ياران همه گويند خدا مي بخشد! گيرم که ببخشد,ز خجالت چه کنم؟

Image and video hosting by TinyPic


87/01/28 |

زندگي ادامه داره حتي وقتي تو نباشي

اگه آشنابموني يا مثل غريبه ها شي

حتي وقتي واژه عشق با خيانت هم نفس شه

يااگه تموم دنيا واسه پرامون قفس شه

نه خزون نه بهار انگاري روزگار تو رو ازدل من مي رنجوند

ديگه توهرقدم مي گذشتي ازم قلبمو مي لرزوند

زندگي ادامه داره به جلو قصه تكرار

حتي وقتي نبض ساعت بخوابه رودست ديوار

حتي وقتي شعله عشق تونگاهي بي رمق شه

يااگه دفتر شادي روزي خالي ازورق شه

زندگي ادامه داره خوب وبد سفيد ومشكي

تازمانيكه يه لبخندمي شكفه مي چكه اشكي

كسي پله هاي اون روبه عقب برنمي گرده

ولي مي تونه ببينه كه گذشته ها چه كرده

زندگي ادامه داره با من و تو بي من وتو

اين دو روز زندگي رو بيا همراه دلم شو


87/01/19 |

وقتی

دل آدم می گیره وقتی که فکر می کنه هر چی مصیبت هست سر اون اومده

دل می گیره وقتی که فکر می کنی تنهائی

وقتی که به خاطر نداشته هات دلتنگی

وقتی که قدر اون چیزای با ارزشی رو که داری ندونی

وقتی که خدای مهربون رو فراموش کنی

وقتی که خدا رو با همه مهربونیش قبول داری ولی حرف دلت رو بهش نمی گی

وقتی که فکر می کنی دیگران چرا حرف دلت رو نمی فهمن در صورتی که اون

همیشه با تو هست تو هم این رو می دونی اما خدا وکیلی از ته دل صداش نمی کنی

دل می گیره وقتی که حس می کنی تنهائی ، و کسی تو رو نمی فهمه

دل می گیره وقتی که تو دلت یه دنیا غمه

دل می گیره وقتی که بی وفائی می بینی

وقتی که اونی که دوستش داری رو دیگه نمی بینی

وقتی که واسی هر کاری یه سنگ بزرگ چلوی پات می بینی

دل می گیره وقتی که می خوای کسی باشه از جنس خودت که همراهت باشه اما تو هنوزم تنهایی

دلت وقتی می گیره که آرزوهات محال میشه

یه دنیا خاطره هر شب همراهته

دلت وقتی می گیره که آدمی خودش رو به خاطره اشتباهاتش نبخشه

وقتی خطای کرد اون رو باور نداره

اما اگه یه کم به دور و برمون نگاه کنیم می بینیم که نه تنها غمی نداریم بلکه غم ما

در مقابل دیگران فقط یه سرگرمی کودکانس

وقتی دلت می گیره حتی چیزای خوبی رو که داریم قدرش رو نمی دونیم

اما باید به این دل بهونه گیر گفت

زندگی به این قشنگی

با این همه گلای رنگی

آسمون آبی

با یه دنیا خنده و شادی

واسی چی باید بگیره

زندگی همینه

یک روز قهر

یک روز آشتی

برای زندگی باید با سختیا جنگید

اگه هر روز شادی باشه

دلتنگی مفهومی نداره

اگه هر روز غم و غصه باشه

روزهای خوب چه فایده داره

دل همه می گیره

به خاطره کارای کرده و نکرده

به خاطر غفلت

یا شاید شتاب برای رسیدن به حقیقت

این روزا

دلای خیلی ها گرفته

شاید خدای مهربون رو ساده از یاد بردن.....   .

87/01/05 |

چگونه فراموشت کنم

 

ای کاش در کنارت بودم ... ای عیسی ... ای محبت جاودانه ... ای کاش در کنارت بودم ... ای مصلوب جلجتا ... ای تنها بی گناه ... ای کاش در کنارت بودم ... ای کاش اشکهای معصومانه مادرت را پاک می کردم ... همان مریم پاک و مقدس ... ای کاش در کنارت بودم ... اما عاشقم و وفادار ... عاشق تو هستم و وفادار به تو ... به صلیبت ... به دست مصلوبت ... به همه درد و رنجی که کشیدی ... آری من عاشق و وفادارم ... من به عیسی خویش عاشق و وفادارم ... 

هر چي مهربونتر باشي بيشتر بهت ظلم ميکنن! هر چي صادق تر باشي بيشتر بهت دروغ ميگن!! هر چي دلسوزتر باشي بيشتر سرت کلاه ميذارن!!! هر چي قلبتو آسونتر در اختيار بذاري راحت تر لهش ميکنن!!!! هر چي آرومتر باشي فکر ميکنن آدم ضعيفي هستي!!!!! هر چي بيشتر به فکر ديگران باشي بيشتر حقتو ميخورن!!!!!! هر چي خودتو خاکي تر نشون بدي واست کمتر ارزش قائلن ! .. معلوم نيست تو اين دنياي بزرگ چي كار كنيم كه همه از همديگه خوششون بياد !! . معلوم نيست

 

 


86/12/22 |

تو را من دوست ميدارم

بخواب اي نازنينم
مهربانم
دلنشينم
منم من عاشقت
آرام باش اي بهترينم
من اينجا مست مستم
مست و بي پروا
شبانگاهان منم گرماي عشقت را درون بسترم خواهان
همان شبها كه من مست حضور تو
نياز تو
دو چشم دلنواز تو
خيابان را چو مستان نعره زن طي مي كنم شايد تو را در حاله اي از نور من ديدم
ولي اي كاش مي بودي و من نعره زن از مستي عشق تو اينجا باز در كنج قفس رويا نمي چيدم
من امشب وحشي ام ساقي
ز مي ، از عشق، از بازي نامردان اين دنيا
ز بدگويان كه مي گويند در دل من هوسبازم
تازه نميدانند
من مستم
من اما غرق جرمم
پي از شب بر سر دارم
آري من مستم هوسبازم عطش دارم
عطش عشق تو امشب در دل مي در شراب بي حضور تو وجودم را كمين كرده
كاش امشب ساقي لبهاي تو يا گرمي دستان تو در دل اين مجرم عاشق كمي غوغا به پا مي كرد
من اينجا كنج زندان پر عطش پر عشق يا ديوانه ام اين را نمي دانم
فقط ميدانم اي تنها حضور بي حضور
اي كه آغشته به تو دستان افكارم
در اين دنياي پر رنگ و رياي بي نفس بي عشق بي پرواز
با دل با نفس با عشق با پزواز
تو را من دوست ميدارم


86/12/19 |

شبی

شبي آرام بود و من
چون هميشه غرق رويايت
دو چشم عاشقم را دوخته بر آسمان
من امشب انتظار بودنت را مي كشم
كاش من عطر قدومت را ميان اين نسيم مملو از گريه
ميان ابر هاي مملو از فرياد رعد و برق يا باران
كاش من عطر قدومت را دوباره مي چشيدم
خدايا
چه سرد است
من اما همه دردم
بي حضورت بي صدايت اي سراپا همه خوبي همه عشق
همه باران همه ياس
اي حضور تو حضور باغها
اي كه عطر بدنت همچو صد جرعه شراب
مست گرداند من
من عاشق من ديوانه تو، من بي مي مست
كاش امشب بودي
من برايت حرف دارم سالها
من تو را مي خواهم
من تو را مي خوانم
من فقط با غم تو غمگينم
من فقط گهگاهي نيمه شب مي خوابم
ورنه هر شب تنها بي تو خوابم هيچ است
كاش يك شب و فقط يك شب زود
باز هم گرم حضورت همچو مردي بي باك
سرد چشمانم را غرق رويا مي كرد
امشب شراب تلخ تر از هر شب من است
چون نوش تو هميشه ز آن هر مي گرفت
زهر شراب كاش مرا تا اذان صبح
از پا در آورد


86/12/19 |

    قسم می خورم تا آخرین لحظه زندگی به عشقت پایدار بمانم و...

 
                                 بی تو خیلی تنهام خیلی ...

86/12/18 |

يه عطش مونده به دريا
يه قدم، مونده به رويا
يه نفس، مونده به آغاز
يه غزل، مونده به پرواز
يه ترانه مونده تا يار
يه طنين، مونده به آوار
يه ستاره مونده تا روز
يه سفر، مونده به ديروز...

بگو تا لحظه ي ديدار
چندتا لب ريختگي مونده
چندتا بغضِ تلخ نشکن
چندتا آوازِ نخونده ...

با تو تا تو مي رسم من
بي حساب سردِ پيرهن
ميگذرم از اين گذرگاه
واسه پيدا کردنِ ماه

واسه کشفِ آخرين زخم
تا پُل معلّق اخم
سر ميرم تا لبِ بارون
تا شبِ گريه ي مجنون.....


86/12/18 |

جملات عاشقونه

1.      دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.

2.      دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.

3.      خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.

4.      غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

5.      گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.

6.      حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.

7.      زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.

8.      چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.

9.      مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.

10.  لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.

11.  كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.

12.  رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.

13.  چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.

14.  دوست جديد دنياي جديد است.



15. همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.

16.  هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.

17.  همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.

18.  زندگي ساختني است نه گذراندني.

19.  جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.

20.  غرور انهدام است مغرور نباش.

21.  اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.

22.  امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.

23.  ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.

24.  بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.

25.  كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.

26.  در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند


86/12/16 |

تقدیم به ...

باز هم تکه ای از آسمان در پهنای وسیع چشمانت منعکس شده است و تجسمی زیبا از خاطره ی زیبا ترین گلهای رویایی در معبد ارغوانی دلت به یادگار مانده است تویی که نخستین قطره ی پاک احساس را  در قالب کلامی از جنس لطیف گلبرگ های سرخ بر روی حجم سپید ومهربان دلت ریخته ای و ان را با لحجه ی پرواز ناب ترین نگاهت به من هدیه می کنی در میان نگین های اویخته به سقف بلورین اسمان هنوز تک ستاره ی درخشان غروب دلم تو هستی گاه گاه چشمکی میزنی و مرا به نظاره کردن این گنبد نیلگون تا طلوع صبحی دیگر مشتاق میسازی

86/12/16 |

دنیا هم نمی تونه جلوی عشقم رو بگیره

اگر همه کلمه ها با من قهر کنند. اگر هیچ خودکاری با من همراه نشود. اگر شب ستاره هایش را از من پنهان کند. اگر ماه دیگر قدم در اتاقم نگذارد. اگر درختها و گلها عطرشان را از من دریغ کنند. تاب می آورم و صبوری پیشه می کنم.

اگر آسمان جای خود را با زمین عوض کند. اگر دریاها سنگ شوند و کوه ها آب. اگر جنگلها یخ بزنند و پرنده ها بالهایشان را در بیشه های ناپیدا جا بگذارند و پرواز چیز غریبی بشود. عنان صبر را از دست نمی دهم.  

اما نمی دانم اگر یک روز صبح چشمهایم را به امید دیدن تو نشویم چه باید بکنم. نمی دانم اگر تو را نبینم باز هم این باغچه کوچک و این پونه ها و ریحانها و آینه کوچکی که روی تاقچه است زیبا جلوه می کند یا نه؟ بی تو قطارهایی که در باران می گذرند قطعات عمر مرا با خود می برند.

آیا این پلکان کهنه روزی مرا به تو می رساند؟  آیا این حصار دیوانه سرانجام کنار می رود؟ آیا من پراکنده شدن نور را در شبستان خیالم خواهم دید؟

دور از تو لبها و لبخند. چشمها و تماشا زیبا نیست. دور از دفترچه خاطرات من خواندنی نیست. اگر تو نبودی و عشق تو نبود از چه چیزی باید می نوشتم؟ جهان با عشق دیدنی می شود.

" ای که به یاد تو خوابهایم پر از تمشک و رنگین کمان است! حتی اگر به اندازه یک سر سوزن دوستم داشته باشی هرگز از تو جدا نخواهم شد "

 

 


86/12/15 |

منو ببخش

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم


86/12/14 |

تو با منی ...

تو با منی هر جا برم

مهر تو بند جونمه

عشقت نمی ره از سرم

تو پوست و استخونمه

یه دم اگه نبینمت

یه دنیا دل تنگت میشم

نگاه دریای تو آبی روی آتیشم

واست دلم ،واست تنم،واست تمومه زندگیم

از تو دوباره من شدم

با تو تموم شد خستگیم

نم نم بارون چشمام

گواه عشق پاکمه

هم نفسه قسمت من

دوستت دارم یه عالمه

قشنگترین خاطره هام

با تو از تو گفتنه

آرامش وجود من صدای تو شنفتنه


86/12/14 |

چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ای کاش میدانستی بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه بی معناست ...


86/12/10 |

مسافر

 

اي مسافر !  اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...    آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني !  آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟


86/12/03 |

کوچه

شادي را به كوچه هاي زندگي برگردانيم . با محبت به در خانه ي همسايه زنيم و اشكها را از چشمان پر نور دخترك همسايه كه از دوري بابا مي نالد پاك كنيم . در كوچه هاي زندگي گلهاي اميد بكاريم و با دستان پر محبت خود به آنها آب دهيم تا به شكوفه نشتنشان را با چشم دل ببينيم همان گونه كه علي با وجود مظلوميتش از همسايه اش دريغ نكرد ........

                           

 

وما،بله ماكه ادعاميكنيم شيعه ي اوهستيم نيزبايد اگرمثل اونميتوانيم باشيم به اندازه ي قطره اي در درياي معرفت او بايد او و راه و رسم زندگيش را بشناسيم و درك كنيم كه همه پاكي بود و صفا .

 

وقتي كوچه هاي خلوت و تاريك به كوچه هاي پر مهر و آباد تبديل مي شود كه با پاي دل به ديدار همسايه بروي و آنگه كه دست نوازشت را بر سر طفلكي زيبا ميكشي تا دلش را شاد كني نه با پول و مقام كه با  مهر و لطف خود او را مجذوب محبت مي كني و به او مي گويي :

 

تو نيزساز كن نغمه ي باهم بودن را بدون اينكه در نظر بگيري كه ازكجايي وچه رنگ ومسلك وآييني داري .

 

به اميد آن روز كه همه ي پيروان اديان الهي دست به دست هم دهند و بدون نگاه كردن به رنگ پوست و دلبستگي به جا و مكان خود و فقط با تكيه بر او كه تنهاست و آورنده ي همه ي خوبيهاي عالم و آورنده ي همه پيامبران ، كوچه هاي پر ز سكوت و ظلم را به كوچه هاي مهر و وفا تبديل كنند .

 

 

خدایا تو را می پرستم و تنها تو را دوست

دارم خدایا به من قدرتی عطا کن که

بتوانم آن باشم که تو می خواهی .

خدایا تو را در بی کسیهایم به چشم دل

نظاره گر بوده ام ، چگونه باید تو را بخوانم؟

خود نمی دانم.

خدایا این تویی که همه ی وجودم را به

تو تقدیم می کنم .


86/12/03 |

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند

يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني

تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!

 

خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ

 


86/11/30 |

ولنتاین مبــــــــــــــــــــــــــــارک

تاريخچه كامل و دقيق ولنتاين در دست نيست و آنچه از پيشينه اين روز مي دانيم با افسانه درآميخته است. امروزه كليساى كاتوليك به اين نتيجه رسيده است كه حداقل سه قديس وجود داشته اند كه همگى به شهادت رسيده اند. به همين دليل چندين افسانه سعى در بازگوئى تاريخچه اين آئين دارند اما آنچه كه از همه قابل باورتر و نزديكتر به عقل مي آيد اين است كه گفته مى‍شود ولنتاين كشيشى بوده كه در قرن سوم ميلادى در رم زندگى مي كرده است. زمانى كه امپراتور كلوديوس دوم به اين نتيجه رسيد كه مردان مجرد نسبت به آنانى كه همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهترى هستند، وى ازدواج را براى مردان مجرد و جوانى كه در ارتش خدمت مي کردند ممنوع كرد.پدر ولنتاين بخاطر غير عادلانه بودن فرمان امپراتوربا برگزارى مخفيانه مراسم ازدواج به مخالفت با كلوديوس پرداخت. وقتى راز ولنتاين آشكار شد امپراتور امر به اعدام او داد. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشيش ولنتاين اولين كارت تبريك «ولنتاين» را زمانيکه در زندان بود، فرستاده است. او عاشق يك دختر جوان شده بود،دختري كه احتمالا فرزند زندانبان بود، همان كسى كه در طى دوران زندان به ديدار او مى رفته ‍است.


گقته مي شود ولنتاين براى او نامه‍ايى نوشته و در انتها امضاء كرده : «از طرف ولنتاين تو». (اصطلاحي كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روى كارتهاى ولنتاين مشاهده مي شود ).

اين روزها تب ولنتاين همه جاي دنيا رو فرا گرفته و شايد خوندن سنتهاي كشورهاي ديگر هم خالي از لطف نباشه...

در اتريش نمونه هاي سنتي زيادي وجود داره كه ممكنه مربوط باشه به سنت روز ولنتاين مثلا يك سنت اينه كه به معشوقه يك دسته گل هديه ميكنند. بارزترين هديه ولنتايين از يك بالشتك ساتن معطر ساخته شده كه به حالت خاصي با قلب طراحي شده و با پشته هاي رنگين و همچنين نمادي از پرنده هاي كوچك و يا پرنده هاي بهشتي تزيين شده . همه اينها در جعبه مخصوصي قرار داده شده تا ماندگار و شيك و گرانقيمت جلوه كنه . « در انگليس نمونه هايي پيدا ميشود از قلبهايي كه بر روي آنها روز ولنتاين تبريك گفته شده در اين كشور در هر بخشي با سنتهاي خاص آن منطقه اين روز جشن گرفته ميشود با نزديك شدن اين روز تمام مجله ها قطعه هاي ادبي و شعر براي روز ولنتاين چاپ مي كنند . كارتهاي ولنتاين زيادي هم هست كه بطور زيبا و خاصي طراحي شده كه هر كدام شكل خاصي براي خودشان دارند.

چهارده فوريه روز ولنتاين روزي كه به روز عشاق بيشتر معروف شده و كلمه دوستت دارم آسانتر روي لبها مياد. ولنتاين هيچ نزديكي با فرهنگ و تاريخ و تمدن ما نداره ولي روز عشق جهاني تاريخ و تمدن را نميشناسه. اين روز بهانه خيلي خوبيه براي خيلي از كارها. اين جشن بدون هديه هيچ لطفي نداره... هر چند ريشه ولنتاين در ايتالياست ولي هر چه هست ولنتاين يك بهانه است ، بهانه اي براي نمايش جمله دوستت دارم .

در يك روز قرمز، محبت مردم زمين در جعبه هاي شكلات بسته بندي مي شود، یا در  گلهاي زمستاني که به دوستان هديه مي شود يا در چشمان عروسك هاي بي جان.

چه كسي مي دانست، اينجا، در سرزمين فرهاد كه كوه را كند براي شيرين، در سرزمين ليلي كه كه دل داد به مجنون، قصه عشق را، ما از  زبان «قديس ولنتاين» در گوش هم بخوانيم.
ما هم اسطوره هاي عشق فراوان داريم، فرصت شادي زياد داريم.

مگر نه اينكه عرفان مولاناي ما شهره عالم است، فرزندان ما صداي ولنتاين را مي شنوند به جاي قصه هاي عشق خودي: ليلي و مجنون، شيرين و فرهاد، ويس و رامين و بيژن و منيژه.
همانطور که در مطالب قبلي هم آمده است ، روزي که در سنت ما ايرانيان به عنوان روز عشاق شناخته مي شود در واقع همان اسپندگان معادل با 29 اسفند ماه مي باشد . ما هم از قديم عشق را مي شناختيم و به آن بها مي داديم .

پس چرا امروزه  ما بايد با  دنيا همصدايي كنيم؟ چه كسي مي داند دنيا با قصه هاي عشق ما همصدايي نخواهد كرد؟

 

ولنتاين مبارك!


86/11/26 |

به مناسبت ولنتاین

 

Happy Valentine's Day

 

ولنتاین پیشاپیش مبارک

 روی ادامه مطلب کلیک کن

 



ادامه مطلب

86/11/25 |

بنام خدایی که .....

 

بنام خدایی که عشق رو آفرید.

من امشب با خودم خیلی فکر کردم که عشق چیه؟

بعضی ها میگن یعنی علاقه شدید قلبی.

بعضی ها میگن حسی هستش که از درون قلب سرچشمه می گیره؟

اما باز این سوال برام پیش میاد که از کجای قلب؟

مگه قلب 1 تکه گوشت بیشتره؟

مگه قلب نه اینکه فقط کار گردش خون رو انجام میده؟

مگه قلب نه اینکه ... بگذریم.

بعضی ها هم میگن عشق از دل سرچشمه می گیره.

اما بازم 1 سوال ؟ این دل کجاست؟؟؟

ولی من فکر میکنم عشق از چشم نشات می گیره.

فرد با دیدنه که عاشق میشه.

تا وقتی که چشم هم نباشه عشق تعطیله...

http://www.dadashreza.coo.ir/ 

وقتی بهت فکر می کنم تصویر چهره ای مهربون با چشمانی دوست داشتنی یادم میاد که همیشه و همیشه به یادش می نشینم...

دلم می خواست عاشقت باشم...

دلم می خواست یه عشق بی پایان به پات بریزم...

یه عشق جدایی ناپذیر...

دلم می خواست تا ابد پا به پات بیام...

اما نذاشتی بهت رسم...

میگی نگو عاشقم...

میگی نگو...

میگم باشه نمیگم...

و من باز هم ته دلم میگم تا ابد عاشقم...


86/11/22 |

تقديم به هرکس که عشق را با تنهايی هايش گريسته

تقديم به هرکس که عشق را با تنهايی هايش گريسته

دلم گرفته از این ثانیه های بی رحم

خیلی سخته زمان به سرعت میگذره تصور کنید با هر تیکی که ساعت می زنه یه تیک از عمر آدم میگذره

تیک تیک تیک!!!!!

ولی خوب یه واقعیته و باید اونو پذیرفت

بیرحمی ثانیه ها در این نیست که عمر آدمو کم میکنن

بی رحمی اینه که آدم تو ثانیه های زندگیش فراموش بشه

نه انکه تنها باشی !!!(فراموش بشی)

چه خوب بود حالا که رفتی واسه یه بارم پشت سرتو نگاه می کردی

نگاه میکردی که من تنها بی تو در حالی که به سختی تو مرداب تنهایی گیر کردم

و دستم رو به یه شاخه خشکیده توی مرداب گرفتم که به هیچ جا هم بند نیست

در حالي كه رفتن رو مي بينم و تو در حالي كه داري ميري حتي فكرشم نمي كني كه منو تو مرداب

تنهايي جا گذاشتي و رفتي

و این ثانیه ها ی بیرحم تیک تیکش مثه همون مگسهای مزاحم مرداب نیش تنهایی رو تو قلبم فرو میکنه.


86/11/22 |

(منم عابد دیوانه ی تو...)

اول اینکه عاشقانه دوستت دارم. دوم اینکه عاشقانه می پرستمت. سوم اینکه عاشقانه می میرمت برات. چهارم اینکه الهه ی منی تا ابد. من با یک نگاه تو جون می گرفتم. با صدای تو نفس می گرفتم. می دونم این حرفا رو می فهمی. چون عشقمو باور کردی... دیدی که به خاطر آینده تو از خودم گذشتم... می دونم تو هم مثل خودم دل خوشی از این روزگار نداری... اصلا از همون روز اول هستی من وتو واسه هم ساخته نشده بودیم فقط خودمونو گول میزدیم که یک روزی روز یکی شدنه... مگه نه؟ خوب این از شدت عشق زیاده.عشقی که دو سال در قلبم ریشه زد. ولی هیچ وقت اون جوری که می خواستم قد نکشید... اگه بخوام توصیف کنم عشقمونو میگم: ما دو کبوترعاشقیم... ولی در دو آسمان متفاوت تو در آسمان آبی ونیلگون ومن در آسمان ابری وماتم گرفته... دو گل رزیم... تویی که در دشت گلها هستی ومنی که در شوره زار بی انتهام... دو دلداه دیونه... تویی که تنها رفتی بی من... ومنی که در غصه رفتن تو هستم... من عاشقی غریب و افسرده در زندگی... و تو معشوقی با عشقی تحمیلی و تازه در زندگی... دو تا دیونه هم. و خلاصه یک الهه ی عشق و یک عابد دیوانه ی پرستش الهه ی عشق

86/11/19 |

یک روز برمیگردی پیشم که دیگه نیستم...

الهه ی من این روزا انتظارت خیلی سختر ازهمیشه شده ومن دیریست که منتظرتم... در میان حروف الفبا هیچ کلمه ای پیدا نمی شه که در وصف خوبیهات بگم... چیه تعجب کردی! که می خوام از خوبیات بگم من دیگه اون قدر هم خودخواه نیستم که خوبیات از یادم بره... درسته تنهام گذاشتی... ولی من دل خوشم به فردایی که نمی دونم کی از سر راه میرسه... به افقهای دوردست چشم دوخته ام ولی هنوز هیچ نشانی و خبری از تو برایم نیامده...الان هم که برات می نویسم با وجود این همه وسایل ارتباطی از قبیل تلفن...(sms)...اینترنت...(email)... هنوزم بی خبرم از تو... شاید اون جایی که تویی هیچ گونه وسیله ارتباطی نیست...(آخه تو این جوری نبودی! دلمم نمیاد بهت بگم بی وفا) تو این شرایط ای کاش مثل قصه ها قاصدی بود یا کبوتر نامه رسانی که عاشق را زحال معشوق و معشوق را زحال عاشق باخبر میکرد... و خلاصه یک جوری احوال دلهایمان را بهم دیگه می رسوندن... وتموم میشد این چشم انتظاری... کاش بودی و می فهمیدی که چگونه دارم خودم گول میزنم با رویای آمدن تو... ولی اگه روزی هم بیایی! حرفی برای گفتن ندارم جزء آرزوی دیدن روی ماه تو...


86/11/19 |

قلب من مال تو این تنها یادگاره...

رفتی ولی غم رفتنت را در دلم یادگاری گذاشتی چه یادگار قشنگی...!؟(قشنگیش واسه خاطرات با تو بودن) چه یادگار تلخی...(تلخیشم واسه لحظات بی تو بودن) واسه منی که الان هیچی نیستم همین غمت یک دنیاست. میدونی من با وجود تو پر می گرفتم وبال می گشودم به سوی آرزوهای محال ولی الان چی؟ الان نه حرفی نه دلی نه قلبی نه احساسی برام مونده... به خدا دلم واسه خودم میسوزه... وقتی به یاد حرفات می افتم به یاد قولایی که بهم دادیم. نمیدونم چرا با این همه سوختنم هنوزم دوستت دارم. نکنه طلسمم کردی؟ آره تو با چشمات با یک نگاه غریبانه منو این جوری اسیر خودت کردی... تو که دوستم داشتی چرا نتونستی باهام بمونی؟ چیه خیلی بد شدم همه تقصیرات را گردن تو انداختم...! نترس تو یک وکیل مدافع خوب داری که منم از پسش برنمیام و فقط دوست داره منو محکوم کنه و بد جوری ازت دفاع میکنه... میدونم هنوزم اگه ببینیش میشناسیش این وکیل مدافع عاشق کسی نیست جز قلب تو... مگه یادت رفته روزی که باهام عهد دوستی بستیم قلبامون با هم عوض کردیم... طفلکی قلب من چه عذابی میکشه در کنار یک غریبه که می خواد جای منو بگیره... یک حسی بهم میگه خیلی غمگینی حتی غمگین تر از من... ولی نمی تونم کاری واست بکنم جز دعا برای صبر بیشتر برات...


86/11/19 |

دیگه...

دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم:   ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم...

86/11/19 |

آرزويم اين است كه نرود اشك در چشم تو مگر از شوق زياد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه هر روز تو عاشق باشي

عاشق آنكه تو را ميخواهد

و به لبخند تو از خويش رها ميگردد

و تو ا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت ميخواهد

 

 


86/11/15 |

 

زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم،نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ...

زیباترین سخنی که شنیدم، سکوت دوست داشتنی تو بود...

زیباترین احساساتم، گفتن دوست داشتن تو بود ...

زیباترین انتظار زندگیم، حسرت دیدار تو بود ...

زیباترین لحظه زندگیم، لحظه با تو بودن بود ...

زیباترین هدیه عمرم، محبت تو بود ...

زیباترین تنهاییم، گریه برای تو بود ...

زیباترین اعترافم . . . . 

عشق تو بود . . .


86/11/15 |

 

 

خودت گفتی صدایت آشناست

 

خودت گفتی نگاهت آشناست

 

خودت گفتی از هر دوری به من نزدیکتری

 

من گفتم همه ی وجودمی

 

باز گفتی

 

شک وتردید در تمام وجودم است

 

چیزی نگفتم

 

زیرا چیزی نداشتم جز سکوت

 

سکوتی که تمام وجودم

 

سخن ها بازگو میکرد

 

بانگاهم می گویم دوست دارم

 

باسکوتم میگویم دوست دارم

 

با زبان بی زبانی می گویم

 

دیوانه وار می پرستمت بعداز خدا

 


86/11/15 |

زندگی

 زندگي ادامه داره حتي وقتي تو نباشي

اگه آشنابموني يا مثل غريبه ها شي

حتي وقتي واژه عشق با خيانت هم نفس شه

يااگه تموم دنيا واسه پرامون قفس شه

نه خزون نه بهار انگاري روزگار تو رو ازدل من مي رنجوند

ديگه توهرقدم مي گذشتي ازم قلبمو مي لرزوند

زندگي ادامه داره به جلو قصه تكرار

حتي وقتي نبض ساعت بخوابه رودست ديوار

حتي وقتي شعله عشق تونگاهي بي رمق شه

يااگه دفتر شادي روزي خالي ازورق شه

زندگي ادامه داره خوب وبد سفيد ومشكي

تازمانيكه يه لبخندمي شكفه مي چكه اشكي

كسي پله هاي اون روبه عقب برنمي گرده

ولي مي تونه ببينه كه گذشته ها چه كرده

زندگي ادامه داره با من و تو بي من وتو

اين دو روززندگي رو بيا همراه دلم شو


86/11/15 |

دلتنگی

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس

 كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم


86/11/12 |

اینم یه سری عکس

یه سری عکس تو ادامه مطلبه 



ادامه مطلب

86/11/12 |

راز زندگی

" راز یک زندگی خوشبخت, سپاسگزار بودن برای

            چیزی است که تو در حال حاضر داری "


86/11/12 |



خدایا با آنکه در تنهاترین تنهاییم تنها کسم تنهای تنهایم گذاشت، خواهشی دارم ای خدا به حق تنهایت در تنهاترین تنهایش تنهای تنهایش نذار
meisamr56@yahoo.com
نازترین عکسهای ایرانی

عاشقونه

آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386

گفتتم...
خدایا
اگر
گفتم......
باورم نمیشه
هشدار
دستور زبان عشق

مینای تنها
عشق خاکستری
دنیای شیمی
نسیبم سحر
سرزمین جاوید
دنیای حرفه ای رایانه
تک بیتی های ناب
استودیو تخصصی طراحی تم موبایل
لحظات عشق
شاه دلبران
پيامك
از دل من تا دل تو
سیاه سفید 2 (سمانه)
بهار اشعار
ساحل درون
همه ترفندهای ایرانسل-نیای تو ضرر کردی
سکوتی پر راز
خفن
ستاره سبز
شهر گناه
دل نوشته های مجید

کارت پستال درخواستی
خاطرات من
بزرگترین سایت دانلود
کلبه
تخته سیاه
مشتی

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی